الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )
224
صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )
ثالثا ، به همين دليل ، امام كسى را فرستاد تا آن مصحف را از او بازپس گيرد ، چرا كه حق امانت را مراعات نكرد . بههرحال آن نامهايى كه در آن مصحف ديده ، شايد نام گردنكشان قريش بوده كه در حال كفر مردند يا از ترس و به صورت ظاهر ايمان آوردند و پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مقدّرات مسلمين را بازيچهء اهداف شوم خود قرار دادند . و حتما اين اسامى در حاشيه و پاورقى نوشته شده بود چنان كه در توصيف مصحف امير المؤمنين عليه السّلام يادآور شديم . « 1 » محدّث تيزبين و نكتهسنج « ملا محسن فيض » مىنويسد : « آن اسامى ، از وحى گرفته شده و بهعنوان تفسير كافران و مشركان در آن مصحف نوشته شده بود و جزء متن قرآن نبوده است . » « 2 » بهطور خلاصه مىگوييم اين حديث ، مرسل بوده و اعتبار و ارزشى ندارد به علاوه راوى آن قائل به « وقف » بوده و به مذهب شيعهء اثناعشرى اعتقاد نداشته است . با اين حالت ، حديث او از احاديث طايفهء شيعه شمرده نمىشود و بر فرض كه حديث درست باشد ، ثبت مطالبى در حاشيهء قرآن ، ربطى با موضوع تحريف ندارد . 2 . همچنين با سند خود به « هشام بن سالم « 3 » » از امام صادق عليه السّلام روايت كرده : « قرآنى كه جبرئيل براى محمد صلّى اللّه عليه و آله آورد هفده هزار آيه بود . » « 4 » حديث به اين شكل ، نادر و غريب است و شارحان ، براى حل آن به سختى افتادهاند ، چرا كه آيههاى قرآن ، برابر آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و « ابن عباس » و ديگر تابعين نقل شده و همهء مفسران بر آن اجماع دارند از ششهزار و دويست و چند آيه
--> ( 1 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 292 به بعد . ( 2 ) . وافى ، مجلّد 9 ، باب 269 ، ص 1778 . ( 3 ) . در بعضى از نسخهها ، به جاى « هشام » « هارون بن مسلم » است . ( 4 ) . كافى ، ج 2 ، ص 634 ، شمارهء 28 ، آخر باب « نوادر » از كتاب « فضل قرآن » .